پدر و مادر بودن سخت است. در واقع, با تغییرات دنیای امروز ما, این ممکن است یکی از لحظات چالش برانگیزی باشد که در دهه های گذشته با آن روبرو بوده ایم. تغییر منجر به عدم اطمینان می شود, و عدم اطمینان می تواند منجر به استرس شود. استرس مطمئناً در تمام زمینه های زندگی ما تأثیر می گذارد, گاهی اوقات بیش از همه بر روابط ما با عزیزانمان تأثیر می گذارد; مخصوصا بچه های ما.

فرزندان ما می توانند پیچیده باشند (بیایید با آن روبرو شویم, ما هم می توانیم!), و اطمینان از اینکه هر حرکتی "درست" است، یک وظیفه دلهره آور است. این همه صحبت های ماست, مطالبات, درخواست ها, برنامه ها, ستایش و انتقاد یعنی چیزی. هر لحظه ای که با بچه هایمان صحبت می کنیم, ما امیدواریم که این کلمات برای پر کردن امید به آینده ای عالی در فرزندانمان کافی باشد در زمانی که آینده بسیار نامشخص است.. زمان تغییر می کند, و این نیز خواهد گذشت, اما یک چیزی که می توانیم تضمین کنیم این است که هرگز شانس دومی برای گذراندن دوران کودکی با فرزندانمان نخواهیم داشت.

به عنوان پدر و مادر, ما اغلب از خود می پرسیم که آیا واقعاً کار درستی انجام می دهیم؟, تعجب می کنیم که چگونه می توانیم با بچه هایمان ارتباط برقرار کنیم, تلاش برای درک بهتر فرزندانمان, و گاهی احساس گناه می کنیم زیرا به خود می گوییم که داریم اشتباه انجام می دهیم. اغلب اوقات, که اینطور نیست, اما هیچ دستورالعملی در مورد نحوه تربیت کودک وجود ندارد که برای همه در همه شرایط کارساز باشد. مطمئنا, توصیه های زیادی وجود دارد, مقدار زیادی از آن, اما دوباره, بیشتر توصیه ها فقط همین است; راهنمایی و توصیه های افرادی که شما یا فرزندتان را نمی شناسند. برخی از آن مفید است, و برخی از آن ... نه چندان.

چیزی که ما نمی توانیم انکار کنیم، اهمیت رابطه سالم بین والدین و فرزند است.

تحقیقات نشان می دهد که:

  • کودکانی که رابطه والدین سالمی دارند، احتمالاً روابط مثبتی با همسالان خود ایجاد می کنند.
  • آنها همچنین تنظیم عاطفی بهتری را نشان می دهند.
  • دلبستگی ایمن والدین به رشد شناختی بهتر منجر می شود.
  • ارتباط قوی فرزند و والدین به این معنی است که والدین بیشتر در زندگی تحصیلی دانش آموزان درگیر هستند, که می تواند به سطح بالاتری از پیشرفت تحصیلی منجر شود.

ضروری است که زمانی را برای تقویت رابطه با فرزند خود اختصاص دهید, و شاید حتی ضروری تر, اطمینان حاصل کنیم که تعاملات ما با فرزندانمان در آن زمان مثبت است. این چیزی است که برای بسیاری از والدین چالش برانگیز است, به همین دلیل ما یک باشگاه کتاب والدین برای کتاب ایجاد کردیم چگونه صحبت کنیم تا بچه ها گوش کنند و گوش کنند تا بچه ها صحبت کنند توسط آدل فابر و الین مازلیش. ما با هم راه هایی را برای برقراری ارتباط مثبت با فرزندانمان به منظور تقویت پیوندهایمان یاد گرفتیم. زمانی را صرف بحث درباره ایده های کتاب کردیم, و همچنین یک ملاقات مجازی برای ایفای نقش برخی از استراتژی های کتاب داشت. در بالای آن, ما از مشاور راهنمایی مدرسه دعوت کردیم, رجینا ونر, به والدین یک کارگاه آموزشی برای درک رشد شناختی و عاطفی فرزندمان ارائه دهیم.

در اینجا برخی از نکات برجسته وجود دارد که می خواهیم با شما به اشتراک بگذاریم!

اول, از چگونه صحبت کنیم تا بچه ها گوش کنند و گوش کنند تا بچه ها صحبت کنند, در اینجا دو مورد از استراتژی های مورد علاقه ما وجود دارد:

  1. بعد از من تکرار کن

کودکان در تنظیم احساسات خود مشکل دارند, زیرا مرکز تنظیم هیجانی مغز یکی از آخرین مراکزی است که توسعه یافته است. این بدان معناست که آنها به کمک ما در قالب دلسوزی و الگوسازی نیاز دارند. این می تواند بسیار چالش برانگیز باشد, به خصوص زمانی که ممکن است گاهی اوقات در مدیریت احساسات خود دچار مشکل شویم! ما یک استراتژی آسان برای شما داریم که فقط به دو چیز نیاز دارد:

  1. گوش کن
  2. تکرار کنید

وقتی فرزند شما ناراحت از اتفاقی که در مدرسه افتاده به خانه می آید, به جای سخنرانی و ارائه توصیه های حکیم ما, ما می توانیم به سادگی به نگرانی های آنها گوش دهیم و ایده ها را برای آنها تکرار کنیم. به عنوان مثال, اگر کودک شما ناراحت به خانه می آید و چیزی شبیه به آن می گوید, "اوه, امروز الیزابت و سارا با من خیلی بد رفتار کردند! آنها کاملاً مرا نادیده گرفتند و اکنون از هر دو نفر متنفرم!به جای گفتن, الیزابت و سارا بهترین دوستان شما هستند. مشکل بزرگی نیست و من مطمئن هستم که فردا خوب خواهید شد,که می تواند احساسات کودک شما را باطل کند, می توانید بگویید, اوه, من می بینم. الیزابت و سارا باعث شدند که شما احساس کنید که کمی کنار گذاشته شده اید. این احتمالاً شما را کمی غمگین و عصبانی کرده است.» در این مرحله کودک شما ممکن است به صحبت کردن ادامه دهد و با شما باز شود, که عالی است! به این معنی است که آنها به شما اعتماد می کنند و شما باعث می شوید که آنها احساس بهتری داشته باشند. به گوش دادن ادامه دهید, سر تکان دادن, بگو, "ممممم,و آنچه می گویند را تکرار کن. اگر شما به سادگی گوش دهید، احتمالاً فرزند شما احساس می کند 100% بهتر و آماده برای رویارویی با چالش بعدی خود!

2. ای کاش!

بچه‌های ما اغلب خواسته‌های خود را به این شکل بیان می‌کنند که آرزو می‌کنند چیزهایی داشته باشند که ندارند یا آرزو می‌کنند که آرزو کنند چیزهایی با آنچه که هستند متفاوت باشد.. به عنوان مثال, بچه ها ممکن است بگویند, "ای کاش مجبور نبودم این همه تکالیف را انجام دهم." ممکن است پاسخ دهیم, "خب, شما انجام می دهید و همین است!" یا "این کاری است که باید انجام دهید. این مسئولیت شماست پس باید همین الان آن را انجام دهید!”

این ممکن است به نبرد اراده ها تبدیل شود زیرا والدین احساس ناامیدی می کنند از شنیدن شکایت مشابه و تکرار همان استدلال. بچه ها احساس ناامیدی می کنند زیرا نظرات آنها باطل می شود و احساس می کنند که درک درستی ندارند. خوب, نگران نباش, ما اینجا هستیم تا کمک کنیم! ما یک ترفند کوچک داریم که به شما کمک می کند مکالمه را تغییر دهید, و آن به موافق با فرزندتان. ممکن است مخالف به نظر برسد, اما ما تجربه دست اولی با این ترفند داریم و معجزه می کند!

به عنوان مثال, اگر فرزند شما بگوید, "کاش می توانستیم امروز همانطور که می خواستم به پارک برویم!”

به جای گفتن, "من نمی توانم, سرم خیلی شلوغه," یا "بله, اما ما نمی توانیم, باران می بارد,” می توانیم بگوییم, "کاش ما هم می توانستیم! می توانستیم به پارک برویم و یک پیک نیک داشته باشیم! می‌توانستیم بادبادک بزنیم و حباب‌ها را باد کنیم! چرا ما یک پیک نیک در اتاق نشیمن نداریم و بعد از آن می توانیم حباب های حمام را باد کنیم!”

قسمت اول بچه ها را هیجان زده می کند و تخیل آنها را به جریان می اندازد, بردن آنها به یک مکان شاد. قسمت بعدی باعث می شود آنها احساس کنند شنیده می شوند و با شما مرتبط هستند.

در حال حاضر, چند نکته مهم از خانم. کارگاه وهنر:

*لطفا در انتخاب اینها به من کمک کنید! :)*

اگر مایلید در آینده به یکی از کارگاه ها یا باشگاه های کتابخوانی ما بپیوندید, حتما ما را دنبال کنید و با ما همراه باشید! ما در پاییز امسال چیزهای خوبی در پیش داریم!